غروب یک روز بارانی زنگ تلفن شرکت به صدا در آمد. زن گوشی را برداشت. آن طرف خط پرستار دخترش با ناراحتی خبر تب و لرز سارای کوچکش را به او داد. ( ادامه داستان در ادامه مطلب)
ادامه مطلب
عکس جوک اس ام اس SMS مدل لباس آرایشگری اموزش ارایشگری ارایش خلیجی کلیپ موبایل
غروب یک روز بارانی زنگ تلفن شرکت به صدا در آمد. زن گوشی را برداشت. آن طرف خط پرستار دخترش با ناراحتی خبر تب و لرز سارای کوچکش را به او داد. ( ادامه داستان در ادامه مطلب)
الو.. الو... سلام الو ... الو... سلام کسی اونجا نیست ؟؟؟؟؟ مگه اونجا خونه ی خدا نیست؟ پس چرا کسی جواب نمیده؟ یهو یه صدای مهربون! مثل اینکه صدای یه فرشتس ، بله با کی کار داری کوچولو؟ خدا هست؟ باهاش قرار داشتم... قول داده امشب جوابمو بده.....
{ بقیه در ادامه مطلب }
راستی به معذرت خواهی هم باید از زندگی و تنها بکنم که خودشون داشتم دو نفره یه مدت آپ می کردن بچه ها به خدا من سرم شلوغ بود وگرنه حتماْ کمکتون می کردم. ببخشید!!!

امروز چند سخن خوب از بزرگان جهان گذاشتم البته تو ادامه مطلب.
در دعوا اولين مشت را بزن و محکم هم بزن .جکسون براون